مهمان گرامی خوش آمدید ! برای استفاده از تمام امکانات ثبت نام کنید .
در صورتی که عضو هستید وارد سایت شوید. وب سایت هوادران تراکتورسازی تبریز
ما را در گوگل محبوب کنید:
شنبه 15 بهمن 1390 - 15:39:29 |
0نظر نوشته شده
0نظر نوشته شده خلیل غلامی؛traxtorchi.ir نوشتهی جنجالی علی مغانی در سایت گل منتشر شد با عنوان «پدیدهی تراکتورسازی در تسخیر پوپولیسم». در این نوشته او چند ادعا کرده که سبب تنش در بین هواداران شده: مدیر عامل تراختور یک شوخی طرح کرده سرمربی تیم توهم توطئه دارد عوام گرایی وارد بدنهی تراختور شده باشگاه تراختور در عرض سه سال کاری نکرده جذب بازیکن سرباز ... هر کدام از اینها لازمهاش داشتن کلی اطلاعات و تجربههای دیرینه است. نثر مغانی نشان دهندهی این است که قصد او تولید چالش است و قطعا در عرض یک شب نمیتوان این چالش را برانگیخت. تمرکز او روی این موضوع در طول روزها و ماهها میتواند به چنین نثر و منطقی بینجامد. من نیز در اندازهی کارشناس فوتبالی نیستم که در مقام پاسخ بنشینم. آن چه من را ملزم به انشای چنین متنی کرد، پاسخهای احساساتی و گاه تشرهای توهین آمیز به مغانی بود. دوست عزیزم کسایی پاسخی منتشر کرد که در واقع پاسخ نبود مگر به چالش کشیدن خود نویسنده: «اصلا چه كسي به شما وكالت داده... مگر شما سهامدار يا طرفدار باشگاهيد؟» و در یک سایت هواداری نوشته شد: «این جا آزربایجان است دیار سه علامه! به حرمت اینان که شده است یاوه نگویید.» در ای میلام نیز یکی نوشتهای فرستاده با همین نثر و منطق و سه برابر حجم آن. مشترک این پاسخها بیپاسخیست و در عین حال نفوذ به حریم شخصیتی. چه کسی سهامدار تراختور است؟ اصلا تراختور کیست؟ مدیر عامل، سرمربی، تماشاگران...؟ چه کسی را میتوان هوادار نام برد؟ باید حتما ترک زبان باشد؟ در فضای مجازی همه اظهار نظر میکنند ولی چه کسی سخن سنجیده میگوید و چه کسی نه. آیا یک ایرلندی اگر در بارهی تراختور چیزی بنویسد باید شناسنامهی او را جست؟ به نظرم با این پاسخهای شتابزده فقط عوامگرایی مورد نظر مغانی را دامن زدهایم. پاسخ درخور او فقط از سوی کسانی میتوانست صورت گیرد که اهل نظراند. و این وضعیت حتا پاسخ خوب و شایسته را هم از دست آنان گرفت. گمان نمیکنم کسی در مقام پاسخ کارشناسانه به مغانی باشد. یک نماینده با استیضاح وزیر ورزشاش برای جذب برگههای رأی به راحتی ما را میفریبد. او هم چون یک هوادار اصیل مخاطب مفت و مجانی پیدا میکند. این نباید باشد بل که، نظر دادن و نقد و ایراد گرفتنی که توهین و تمسخر نباشد، یکی از کارهای لازم است. چرا تحمل نقد و نظر را نداریم؟ چرا تماشاگر استقلال یا پرسپولیس نمیتواند به راحتی در سکوی هواداری بایستد و هورا بکشد؟ پرخاشگری و شتابزدگی کمکی به آذربایجان نمیکند. از ادبیات و رفتاری که در اوایل لیگ برتری داشتیم خیلی کاسته شده ولی با این حال اغلب تنشهای ما هنوز از آن مایه میگیرد. باید حساب هواداری را از کارشناسی ورزشی جدا کرد. زمانی این دو جای هم را میگیرند که احساسات پس از بازی بر ما چیره میشود.























